|
چرا دنیاراز حادثه های وارونه است . عاشق کسی می شی که عاشقی نمی دونه من به دنبال تو وتو به دنبال کس دیگه هیچ کدوم از ما به اون یکی راست نمی گه من واسه چشمهای تو یک دیونه ام من دوستت دارم دوست دارم ولی علتش رو نمی دونم حالا که می خوای بری حالا که می خوای بری بگذار نگاهت بکنم چون یکبار دیگه می خوام این دل رو ساکت بکنم یک چیزی فقط بگذار یک چیزی فقط بگذار روز تولدت هدیه ام رو بیارم بدم دست خودت .آدمها فکر میکنند که حالا خیلی غم دارن کاشکی فقط این بود اونها خیلی چیزها رو کم دارند عاشق کسی میشن که عاشقهاش فراوونه بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه اونی رو که دوست داری چرا تو رو دوست نداره شاید هم دوست داره ولی به روش نمی آره. الهی به امید تو
باز هم اشتباه کردم..... اشتباه کردم و فراموش کردم که بايد عاشق نبود.... دوست نداشت.... فراموش کردم که در اين روز گار ادم ها دست هاشون رو روي جيب هاشون ميذارن و عاشق مي شن... و من دلم رو در دستم گذاشتم و تاختم..... اشتباه کردم و اعتماد کردم به چشم هايم.... اعتماد کردم به دلم.... اعتماد کردم به بودنم.... اشتباه کردم و سکوت کردم...سکوت کردم و خويشتن را نديدم.... و دلم را بي رحمانه به دست عقل سپردم ... اين زندان بان بي وجدان الهی به امید تو
|
About
Home
|