تبليغاتX
عشق بدون قید و شرط - بهترين چيز رسيدن به نگاهيست که از حادثه عشق تر است

عشق بدون قید و شرط

 

با تو ام ای سهراب

ای به پاکی , چون آب

يادته گفتی بهم؟ ...

تا شقايق هست زندگی بايد کرد

نيستی سهراب ببينی

که شقايق هم مرد

دیگه با چی, دلی رو خوش کرد؟

يادته گفتی بهم؟ ...

اومدی سراغ من

نرم و آهسته بيا

که مبادا ترکی برداره

چينی نازک تنهايی تو

اومدم آهسته

نرمتر از يک پر قو

خسته از دوری راه

خسته و چشم به راه

يادته گفتی بهم؟ ...

عاشقی يعنی دچار

فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتی ...

چه تنهاست

ماهی اگه دچار دريا باشه

آره

تنها باشه

يار غم ها باشه

يادته ميگفتی؟ ...

گاه گاهی قفسی ميسازم

ميفروشم به شما

تا با آواز شقايق که در آن زندانيست

دل تنهاييتان تازه شود


ديگه حتی اون شقايق که اسير قفسه

سهراب

ساحل يک نفسه

نيست که تازه کنه

اين دل تنهايی من

پس کجاست اون قفس شقايقت؟

منو با خودت ببر به قايقت

راست ميگفتی


کاش که مردم دانه های دلشان پيدا بود

آره


کاشکی دلشون شيدا بود

من به دنبال يه چيز بهترينم سهراب

تو خودت گفتی بهم ...

بهترين چيز رسيدن به نگاهيست که از حادثه عشق تر است

الهی به امید تو

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384ساعت23:6توسط ساسان | |