تبليغاتX
عشق بدون قید و شرط - اشتباه...

عشق بدون قید و شرط

 

باز هم اشتباه کردم..... اشتباه کردم و فراموش کردم

که بايد عاشق نبود.... دوست نداشت.... فراموش کردم

که در اين روز گار ادم ها دست هاشون رو روي جيب هاشون

ميذارن و عاشق مي شن... و من دلم رو در دستم گذاشتم و

تاختم..... اشتباه کردم و اعتماد کردم به چشم هايم....

اعتماد کردم به دلم.... اعتماد کردم به بودنم.... اشتباه کردم

و سکوت کردم...سکوت کردم و خويشتن را نديدم....

و دلم را بي رحمانه به دست عقل سپردم ...

اين زندان بان بي وجدان

الهی به امید تو

+نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت3:30توسط ساسان | |