تبليغاتX
عشق بدون قید و شرط - تنهایی

عشق بدون قید و شرط

تنهايی

وقتی که ديگر نبودم

او به بودنم نيازمند شد

وقتی که ديگر رفتم

او به انتظار امدنم نشست

وقتی که ديگر نمی توانستم دوستش بدارم

او مرا دوست داشت

وقتی تمام کردم

او شروع کرد

وقتی من تمام شدم

او اغاز شد

و چه سخت است

تنها رفتن

مثل تنها زيستن

مثل تنها مردن

الهی به امید تو

+نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت20:22توسط ساسان | |