|
واقعا نمیدونم چی بگم ... تو این دنیای بی رحم که هر روز یکی از گل های قشنگش دارن پر پر میشنو مارو تنها میزارن آخه چجوری میشه زندگی کرد آخه اون فقط ۸ سالش بود فقط ۸ سال. هنوز هیچی از زندگی نفهمیده بود هنوز نمی دونست که خوبی چیه بدی چیه هنوز حتی ...حتی یه گناه هم نکرده بود آرزو به دل رفت ... آرزو به دل رفت و مادرش رو آرزو به دل گذاشت ... هنوز نمی تونم باور کنم... نمی دونم چی بنویسم... هم دلم میخواد سکوت کنم هم دلم میخواد یجوری بهشون بفهمونم که منو تو غم خودتون شریک بدونی... پس مینویسم .... مینویسم که بدونی هیچ وقت تنها نیستین... که بدونی درسته مدت زیادی نیست که همدیگرو میشناسیم ولی من فقط رفیق دوران خوشی هاتون نیستم... که بدونی و باور کنی که همیشه بیادتم و هیچ وقت تنها نیستی... در گذشت فرزند نازنینتون رو از صمیم قلب بهتون تسلیت میگم... من نمیدونم که غم از دست دادن فرزند چقدر سخته، چقدر آدمو میشکنه و خورد میکنه... اینم میدونم که همین جور که همه از بدنیا آومدن یه نوزاد خوشحال میشن کسی هم نیست که بتونه از دنیا رفتن عزیزی رو ببینه و بی تفاوت باشه، ولی با همه اینا ازتون میخوام که صبور باشی... ایمان داشته باشی و با امید زندگی کنی. من بخودم این اجازه رو میدم که تو تمام لحظات زندگیت به عنوان یه دوست خودمو باهاتون شریک بدونم، دوست همیشگی تو ساسان. خوندن تقاضا میکنم برای شادی روح همیشه زنده فرزنده این دوست خوبم دعا کنن الهی به امید تو
|
About
Home
|